٢٥ فروردین نحس - تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 12:52
١٢ روزه نيستي مامان قشنگم.دلت امد تو اوج فصه هام و تنهايي هام ،بازم تنهاترم كني؟ ماماني تو كه ديدي حال و روزم رومامان جانم ،ميگن كفر نگوامافقط به خدا بگو تو دار اين دنيا نامرد من يه مادر داشتم كه درددلم رو ميشنيد و ارومم ميكرد.اين يه دونه مادرم به من نديدي!!!!عيب نداره آدم بدبخت هركارش كنند بدبخته ....
دلم تنگ شده …من فقط مامانم رو میخوام و هیچ - تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 12:52
خداي خوبي ها سلام گله مند و دردمندم من تو اين دنياي وانفسا هيچ احدي رو نداشتم، جز مادرم روخدا اينم ازم گرفتي!؟حكمتت رو شكر اما سخته .... خدا مامانم رو واقعا ميخوام دلم تنگ شدهميشه التماست كنم؟جان حسين بن علي ع قسمت ميدم بزار به خوابم بياد... امروز خوابش رو ديدم والله اروم ترم ....ممنونتم همه ي دار و...
٢٥اردیبهشت - تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 12:52
قصه از آن جا آغاز شد که از عادت کردنفرار کردیمو به فرار کردن عادت کردیم...همه ما فقط دو نوع شب در زندگیمان داریمشبی که می‌خواهیم زودتر صبح شودو شبی که هیچگاه دوست نداریم به صبح برسد.ومرز بین اینها تنها یک "او"ستکه بستگی داردمانده باشد یارفته باشدو تويي كه ديگر ندارمت ...٤١ روز است ندارمت ... تويي كه...
19 بهمن 1402 نحس - تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 12:52
کی دنیای بی تو به آخر میرسه؟ مامانی به خدا تو رو فقط میخوام. هیچی نمیخوام. متنفرم از این دنیای بی توامشب 10 ماه و 19 شبه که نیستیمامان شنیدی چی گفتم؟ 10 ماههههههه.... تو بی من جایی نمی رفتی مامان قشنگم....وقتی خونه ی اون احمق بودم، کسی دعوتت میکردمیگفتی بچه ام غصه میخوره .. واجب نیست نمیرم و رد دعوت...
27 بهمن - تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 12:52
مامان دلتنگتم...میدونی مامان ؟ میترسم کفر بگم و خدا ازم ناراحت بشه... خدا ندید تنهایی هام رو؟ ندید جز تو کسی رو نداشتم؟مامان خدا یعنی لج کرد و تو رو از من گرفت؟آخه اصلا خدااا سیه رو.زهای من رو ندید؟ مامان واییییییییییغروب 13 بدر امدی در اتاقم.. بابا رفته بود جلسه قران... گفتی پاشو کارات رو بکن تا با...
کمیسیون دوم و - تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 12:52
مامانی دورت بگردم کجایی؟ نبودت شده زخم قلب و روحم شده لق لقه ی دهن کثیف اون نکبتدیروز بعد 6 ماه انتظار کمیسیون دوم بودآمد .. چه آمدنی... مامان قیافش رو نگاهم نکردم ... نگذاشتم حتی من رو ببینه.لیاقت میخواد که اون اشغال نداشت... مامان ...صدامون که زدند و رفتیم مثل قبل به جای اینکه حمید رو سوال پیچ کنن...
15اسفند١٤٠٢ فوت مادرشششش - تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 12:52
هفته پیش که سرخاکت بودم دیدی غروب جمعه فروزان بعد3 سال زنگ زد؟ دیدی حلالیت میخواستن؟دیدی گفت که زهرا ما هم داریم بی مادر میشیم؟دیدی چی گفتم؟ مادر من نون تو بابام رو خوردم تربیت شما رو دارمچشمام رو خیره ی اسمت کردم و سرم رو بردم به آسمون به خدا گفتم به خاطر رضا و خشنودی توووووووووووگفتم.. خدا نکنه......
15 اسفند1402 - تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 12:52
یکشنبه تو پزشکی قانونی جلوی مردم خوردم کرد دوباره دروغ هاش رو گفت و تمام.شکستماین دفعه چیزهای تازهتر که 450 تا مهمون من بی پدر یتیم شام دادم150 گرم طلا خریداریموو زندگی که با دئستی شروع کار میشه همین میشهفکر کنم روان پزشک بود که بهش گفت مگه تو نگفتی به اجبار داداشاشو باباش زندگی میکنه؟ پس دوست بودنت...
1 تیر 1401 - تاریخ: 1401/10/5 ساعت: 20:08
هر که آید گویدگریه کن، تسکین استگریه آرام دل غمگین استچند سالی است که من می گریمدر پی تسکینم ولی ای کاش کسی می دانستچند دریابین ما فاصله استمن و آرام دل غمگینم Adblock test (Why?)
21 ابان - تاریخ: 1401/10/5 ساعت: 20:08
هر که آید گویدگریه کن، تسکین استگریه آرام دل غمگین استچند سالی است که من می گریمدر پی تسکینم ولی ای کاش کسی می دانستچند دریابین ما فاصله استمن و آرام دل غمگینم Adblock test (Why?)
4 دی 1401 - تاریخ: 1401/10/5 ساعت: 20:08
هر که آید گویدگریه کن، تسکین استگریه آرام دل غمگین استچند سالی است که من می گریمدر پی تسکینم ولی ای کاش کسی می دانستچند دریابین ما فاصله استمن و آرام دل غمگینم Adblock test (Why?)