کی دنیای بی تو به آخر میرسه؟
مامانی به خدا تو رو فقط میخوام. هیچی نمیخوام. متنفرم از این دنیای بی تو
امشب 10 ماه و 19 شبه که نیستی
مامان شنیدی چی گفتم؟ 10 ماههههههه.... تو بی من جایی نمی رفتی مامان قشنگم....
وقتی خونه ی اون احمق بودم، کسی دعوتت میکرد
میگفتی بچه ام غصه میخوره .. واجب نیست نمیرم و رد دعوت میکردی.
چیشد که رفتی که رفتی؟
مامان می پوکمممم اون روز نحس رو همش تئاعی ذهنم میکنم... حالم بهم میخوره از فروردین
از 14 نحسشش وایی مامان .... خواب مرگممم نبود که راحت شم و این داغ رو نبینم.
از شب قبلش هی امذی دم اتاق هی قربون صدقم رفتی
یادته گفتی مادر صبحی هستی بخواب؟ یادته گفتی مادر چشمات رو ببندی خوابت میبره؟
یادته گفتی گوشی رو خاموش کنی ،خوابتم نبرد حدااقلا چشمات استراحت میکنه؟
یادته خاموش کردم؟سحر امدی صدام کنی گفتم بیدارم؟
گفتم دیدی خوابم نبرد؟ گفتم مامان 17 چی میشه؟
گفتم مامان یعنی تو پزشکی قانونی حمید میتونه نامه ها رو عوض کنه؟
گفتم مامان تو رو خدا دعام کن... اگر اشناهاش عوض کنند بدبختم
مامان چی گفتی؟
نگفتی به جدم قسم به دلم روشنه درست میشه... نگفتی خودم مگه مردم ؟ خودم همه جا پشتتم؟
نگفتی مادر فکر نکنی برگشتی ، خواری ... نه مامان از قبل رفتنت عزیزتری
مامان کوششششششششش
قول دادی مامانی ....کمسیون اول رو جوری جواب دادن که قاضی دوبار برگردوند ...
اما پدرسوخته ها رفعش کردند..... مامانی از شهریور کمیسیون دوم داده قاضی.... گفته باید فوری باشه اما کوش؟
هرکی میبینتم میگه تموم نشده؟ وا مگه میشه؟ نمیدونن که این چه پدرسوخته ای هست.
ولی مامان ذره ای از ایمان به حقانیت خدای قشنگم کم نمیشه
میدونی ؟ من خدای بزرگی دارم که محاله نوبت رو به من نرسونه....محاله منم رنگ خوشی نبینم
محاله خدا بگذاره حقم پایمال بشه... من خدایی دارم که اگر صبوری بیشتری کنم،
دور دوران به مراد منم میچرخه و پشت و پناهمه
بعد17 سال جون کندنم، امسال رسمی شدم... اینم دوسال گذشت و کم کم دوران خوشیم میرسه.
خدایا تنها خواسته ی منه .. لحظه ای به حال خودم وامگذار... خداجونم شب اول قبرم ، شب راحتیم باشه
خدای قشنگم مرگ با عزت بهم بده.. گناهام رو پاک کن و بعد به کرم خودت خاکم کن
آمین
برچسب:
نویسنده: لیلا فرهادی