خرید بک لینک

قصه از آن جا آغاز شد

٢٥ارديبهشت

که از عادت کردن

فرار کردیم

و به فرار کردن عادت کردیم...

همه ما فقط دو نوع شب در زندگیمان داریم

شبی که می‌خواهیم زودتر صبح شود

و شبی که هیچگاه دوست نداریم به صبح برسد.

ومرز بین اینها تنها یک "او"ست

که بستگی داردمانده باشد یارفته باشد

و تويي كه ديگر ندارمت ...

٤١ روز است ندارمت ... تويي كه نفسه من بودي و قدر داشتنت را هيچ وقت ندانستم

مامان جان ميسوزمممممممم تو نيستي

خونه ي خالي بي تو چه به دردم ميخوره ... جاي جاي خونه دنبال تو ميگردم.

برچسب: نویسنده: لیلا فرهادی تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 12:52

صفحه بندی